|

با سلام به این وبلاگ خوش آمدید امیدواریم در این وبلاگ لحظات خوشی راگذرانده باشید لطفا نظرات سازنده خودتان را برای مابفرستید تا در هرچه بزرگتر شدن این وبلاگ به ما کمک کرده باشید
با تشکر
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:,
، ناز ترین پاتوق دختر پسرای ایرونی در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته سوم مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
موزیک![]()
برنامه![]()
بیوگرافی![]()
عکس![]()
اخبار![]()
اس ام اس![]()
اطلاعات و دانستنیها![]()
اطلاعات پزشکی![]()
متن ها و اشعار عاشقانه![]()
انواع داستان![]()
طنز و خبر های جالب![]()
مجله ایرانی و خارجی![]()
زنگ های موبایل![]()
دانلود بازيهاي فلش![]()
ترفند کامپيوتر![]()
عکس متحرک![]()
بازی کامپیوتر![]()
فیلم![]()
عکسهای جالب![]()
والپیپر![]()
فال![]()
معرفي فيلم![]()
امنيتي![]()
طراحي وب![]()
قالب وبلاگ![]()
مسائل جنسي![]()
تم های موبایل![]()
بازی های موبایل![]()
نرم افزارهای موبایل![]()
كليپهای موبایل![]()
کاریکاتور![]()
کتابهاي الکترونيکي![]()
کد ها![]()
اینترنت![]()
آشپزی![]()
محرم![]()
کلیپ![]()
اخبار سينما و موسيقي![]()
بازی های انلاین![]()
تکست![]()
فول آلبوم![]()
اخبار ايران و جهان![]()
اخبار ورزشي![]()
حوادث![]()
کشتی کج![]()
دوستان عزیز برید به این سایت
و تـــوش عـــضـــو بـــشــــــیـــد.
مزایـای خـیـلـی خـوبـــــی
داره.
به دوستانتون هم معرفی کنید.
بزرگ تــرین و بــه روز تــریـن وبــلاگ
تـیـم مـحـبـوب پـرسپـولـیـس تـهران
این وبلاگ زود به زود به روز
میـشـه
پـــس حـتـمـا صـفـحـات قـبـلـیـشـو
هم ببینبید.
بزرگ ترین و بهترین و به روز ترین سایت کلیپ. حتما سر بزنید و سایتو به دوستاتون هم معرفی کنید.
سایت موزیک بیا تو میک که یکی از بهترین و به روز ترین سایت موزیک هست. حتما سر بزنید.
هـرکـس مـیـخـواد تـبـلـیـغـش ایـنـجـا
قـرار بـگـیـره فـقـط کـافـیـه بـه فــربــود
خـبـر بـده تـبـلـیـغـات ایـنـجـا رایـگــان
است.

.:: تبليغات ::.
چندین سال پیش بود. ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک ده دور افتاده به نام "روکی" ، توی یک کلبه کوچك زندگی می کردیم. روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی خوابمان می برد.
کلبه ی ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای، نه نور کافی. از برداشت محصول آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر بشود. یادم می آید یک سال كه نمیدانم به چه علتی محصولمان بی دلیل بیشتر از سالهای پیش شده بود، بیشتر از همیشه پول گرفتیم.
یك شب مامان ذوق زده یك مجله خاک خورده و کهنه را از توی صندوق کشید بیرون و از توش یه عکس خیلی خوشگل از یك آینه نشانمان داد. همه با چشمهای هیجان زده عکس را نگاه می کردیم. مامان گفت بیایید این آینه را بخریم، حالا که کمی پول داریم، این هم خیلی خوشگل است. ما پیش از این هیچوقت آینه نداشتیم، این هیجان انگیزترین اتفاقی بود که می توانست برایمان بیفتد. چون خوشبختانه پول کافی هم برای خریدش داشتیم. پول را دادیم به همسایه تا وقتی به شهر می رود آن آینه را برایمان بخرد.
آفتاب نزده باید حرکت می کرد، از ده ما تا شهر حداقل پنج فرسنگ راه بود، یعنی یک روز پیاده روی، تازه اگر تند راه می رفت.
سه روز بعد وقتی همه داشتیم در مزرعه کار می کردیم، صدای همسایمان را شنیدیم که یك بسته را از دور به ما نشان می داد. چند دقیقه بعد همه در کلبه دور مامان جمع شدیم.
وقتی بسته را باز کرد مامان اولین کسی بود که جیغ زد : وای ی ی ی ...، تو همیشه می گفتی من خوشگلم، واقعا" من خوشگلم!
بابا آینه را گرفت دستش و نگاهی در آن کرد. همینطوری که سبیل هایش را می مالید و لبخند ریزی میزد با آن صدای کلفتش گفت: آره منم خشنم، اما جذابم، نه؟
نفر بعدی آبجی کوچیکه بود : مامان، واقعا چشمهام به تو رفته ها!
آبجی بزرگه نفر بعدی بود که با هیجان و چشمهای ورقلمبیده به آینه نگاه می کرد : می دونستم موهام رو اینطوری می بندم خیلی بهم میاد!
با عجله آینه را از دستش قاپیدم و در آن نگاه کردم. می دانید در چهار سالگی یك قاطر به صورتم لگد زده بود و به قول معروف صورتم از ریخت افتاده بود ولی چون آینه نداشتیم این موضوع را فراموش كرده بودم.
وقتی تصویرم را در آینه دیدم، یكهو داد زدم : من زشتم! من زشتم! بدنم می لرزید، دلم می خواست آینه را بشکنم، همینطور که دانه های اشک از چشمانم سرازیر بود به بابا گفتم : یعنی من همیشه همین ریختی بودم؟
- آره عزیزم، همیشه همین ریختی بودی.
- اونوقت تو همیشه من رو دوست داشتی؟
- آره پسرم، همیشه دوستت داشتم.
- ولی چرا؟ آخه چرا دوستم داری؟
- چون تو مال من هستی!
سالها از آن قضیه گذشته، حالا من هر صبح صادقانه به خودم نگاه می کنم و می بینم ظاهرم زشت است.
آنوقت از خدا می پرسم : یعنی واقعاً منو دوستم داری؟
و او در جوابم می گوید : بله.
و وقتی از او می پرسم كه چرا دوستم داری؟
به من لبخند می زند و می گوید : چون تو مال من هستی و من تمام مخلوقاتم را بسیار دوست می دارم ...
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
[+]
نوشته شده توسط امیر در
|
|
[+]
نوشته شده توسط امیر در
|
|
ای مه من، ای بت چین، ای صنم........
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
تو را دوست دارم
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
عاشقانه
ادامه مطلب
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
عشقولانه
[+]
نوشته شده توسط در
|
|
تیلیغات شما